تبليغاتX
من و تو ، درخت و بارون





















من و تو ، درخت و بارون

"من باهارم تو زمين،من زمينم تو درخت،من درختم تو باهار"

می خندم .با دلیل و بی دلیل.حالم خوبه ، دیوونه هم نشدم.

فکر نمی کنم به سیاهی مطلق.خاکستری بهتر از سیاهه.به همه می گم سبز باشی و روشن.

با اینکه می دونم سخته.گریه نمی کنم.هر چند که ابری باشم.همیشه آسمونِ ابری نمی باره.

می خندم.با دلیل و بی دلیل.حالم خوبه ، دیوونه هم نشدم.

تو راه بهتری سراغ داری؟

 -----------------------------------------------------------------------------

*یه آدم بی معرفت تمام پسـت ها و کامنت ها این وبلاگ و چند تا از پسـت های وبلاگ قبلیمو

 پاک کرده!!!دوستای خوبم فکر نکنن که من کامنت ها رو پاک کردم!

بخونید :

* مصاحبه بیلی و من با فرناز سیفی نویسنده وبلاگ ( امشاسپندان )

* مصاحبه بیلی و من با پرستو دوکوهکی نویسنده وبلاگ ( زن نوشت ) 

  

+نوشته شده در شنبه سوم اردیبهشت 1384ساعت1:45 بعد از ظهرتوسط شقايق | |

بووووق، بووووق،بووووق

تو همونی که می گی خیلی دوست منی!

آهای دوست من!دزدی چیز عجیبی نیست.تو هم خیلی راحت می تونی از یه خیلی دوست

 به یه دزد تبدیل بشی،وقتی یواشکی منو دور می زنی!

تو همونی که می گی خیلی دوست مني!

بووووق،بووووق،بووووق

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1384ساعت9:5 قبل از ظهرتوسط شقايق | |

يك ، دو ، سه

سه ، دو ، يك

تيك تاك ، تيك تاك...

هيچی تغيير نكرده. درسته هرجا نگاه می كنی همه چيز روشنه.آسمان و زمين و آب.

همه چيز آبــی و  ســبز و سرخ.درســته بوی تازگی همه جا پيچيده. درســته هوا پر از

تنفس بهاره ، اما برای من هيچی تغيير نكرده. روزها به همون بی مزگی قبل هستن.

تو مغــزم يه عالمه فكــر و خيال دارن رژه مــی رن بـه خيلی چيزها فكــر می كنــم و به

خيلی چيزهای ديگه نه...

تازگی ها به يه نقطه كور رسيدم از همــه چيز خسته شــدم ، از همه چيز.حوصــله كار

كردن ندارم حوصله تو خونه موندن هم ندارم!

كسی می دونه چه جوری می شه يه گره كور رو،كه با دندون هم باز نمی شه ، باز كرد؟

 

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم فروردین 1384ساعت9:52 قبل از ظهرتوسط شقايق | |

 

يک شنبه/دقيقه ها/ثانيه ها/دنگ دنگ دنگ/

سبز/سرخ/زرد/گل/رنگ/نور/پروانه/نم نم بارون/

سبزه/سيب/سمنو/سير/سنجد/سماق/سکه/

گل/نقل/شمع/شيرينی/ماهی گلی/تخم مرغ رنگی/هفت سين/

آب/آينه/قرآن/حافظ/بوی عيد/نوروز/دوباره بهار...

+نوشته شده در چهارشنبه سوم فروردین 1384ساعت12:56 بعد از ظهرتوسط شقايق | |