تبليغاتX
من و تو ، درخت و بارون





















من و تو ، درخت و بارون

"من باهارم تو زمين،من زمينم تو درخت،من درختم تو باهار"

 

سبز هم که نيست اين چراغ ، گردش به چپ هم كه ممنوع است.ديگر چه فرقي مي كند دوشنبه باشد يا يك شنبه ، وقتي تو مستقيم هم نمي روي!!!

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت5:14 بعد از ظهرتوسط شقايق | |

آیا در تاریکی ِ شب است

 که ما

از خواندن حتی یک ترانه ساده هم می ترسیم؟

ما ابرهای آسوده بسیاری دیده ایم

که عزادار ِ اندوه ِ تشنگان آمده اند٬

از سیب ِ سوخته و انار ِ خشکیده خبر داده اند٬

رفته اند٬ باران ِ باد آورده را نیز

بی خواب و خاطره با خود برده اند...

چه باید کرد!

حالا مجبوریم به خاطر ِ یک پیاله آب

هی آهسته از طعم ِ ترس و ترانه تشنگی سخن بگوییم.

" سید علی صالحی "

-------------------------------------------------------------------------------------

* حس خوبیه این که همیشه خونه باشی.اینکه بعد از اداره مجبور نباشی توی یه سلول انفرادی که اسمش خوابگاهه روزتو شب کنی.خیلی خوبه که پیش عزیزات باشی.مگه نه؟

 * "چه کار به پیشترک داری ٬ دیروز لب گزیده ها

    تجربه کن نترس از این نرفته ها ٬ ندیده ها"

+نوشته شده در شنبه دهم دی 1384ساعت10:28 بعد از ظهرتوسط شقايق | |