|
چقدر روزها و شب ها آمدند و رفتند. چقدر ستاره شمردیم. چقدر باریدیم.چقدر به آسمان چشم دوختیم.چقدر برای آفتاب آیت الکرسی خواندیم.اما هنوز آن عاشقانه ترین تنهایی دنیا دست نیافتنی می نماید!!!! چرا بایستم؟چرا راکد بمانم مثل مرداب.ابرها در حرکتند ثانیه ها در شتاب. من می روم.من سبز می شوم... ------------------------------------------------------------------------------------- * غصه تو گم تو غزل ٬ این شب ما جاری توست...
برای زیستن شهامت لازم است.یک دانه نترکیده دارای همان ویژگی هایی است که جوانه به هنگام شکستن پوسته اش دارد.با این وجود تنها آنی که پوسته اش را می شکند ، می تواند خود را به درون ماجرای زندگی پرتاب کند. "جبران خلیل جبران" -------------------------------------------------------------------------- * من هستم.همین نزدیکی ها.نه بی معرفت شده ام ، نه خسیس ، نه فراموشکار.فقط کمی گرفتارم.همین... * کسی یه چینی بند زن سراغ نداره؟ *" چه کار به قصه ها داری ، خالی شو از پس پریروز در لحظه ای که هست و نیست بر پر پروانه بسوز..."
|
About![]()
زاده ي بيست و چهارمين روز از بهمن ِ سرد .سي و پنج روز پيش از بهار!عاشق حال و هواي پاييز ِ مهربان ، باران، آسمان و درخت . ناگزير از تابستان تفتيده ي اهواز... Categories
شعر
ندا در وبلاگ پائولو کوئلیو
ايسنا |