تبليغاتX
من و تو ، درخت و بارون





















من و تو ، درخت و بارون

"من باهارم تو زمين،من زمينم تو درخت،من درختم تو باهار"

 سربسته باش پیشانی شکسته
 زنهاری که از این خزان خسته می وزد
 چیدن محبوبه های شب را
 تنها به یاد خواهد داد...

" سید علی صالحی "

----------------------------------------------------------------

* بار دیگر چه زود دوباره دیر شد.چه زود هامون با دستهای خالی به سرزمین خورشید سفر کرد.

"خسرو"ی سینمای ایران یادت همچون نگاهت و قلبت و صدای زلالت سبز خواهد ماند. سفر بخیر...

* نامه ی رضا کیانیان به خسرو شکیبایی

* خسرو شکیبایی چرا در نمی‌گذرد؟

* حمید هامون هم رفت

* اشعار سهراب سپهری با صدای خسرو شکیبایی

+نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت8:31 قبل از ظهرتوسط شقايق | |

خدا می داند
 در بود و نبود ما
این راز سر به مهر بی چرا از چیست
از چیست که چراخ شکسته نیز
از کشف بی سوال بوسه
به زانو در آمده است
هی پرده خوان غمگین سهره ها و سوسن ها
در بنماندن این همه رفته را
 در آمدی بیا
 که پروردگار ملائک پرده نشین
 از آموختن آواز علاقه به آدمی
 پشیمان است.

"سید علی صالحی"

----------------------------------------------------------------------------

* می رنجم اما نمی گریانم....

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت7:10 قبل از ظهرتوسط شقايق | |