همین که شب از شوخی گرگ و میش هوا می شکند من از تکان آرام پرده می فهمم باز پرندگان قلمکار این کودری هوس کرده اند از کنج و ترنج پرده به در شوند، به در می شوند یکی یکی نک یر شیشه خاموش بسته می زنند بعد که آواز درهم دریا می آید پَرپَرپَر... پنجره می شکند.
"سید علی صالحی"
+نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت3:31 بعد از ظهرتوسط شقايق |
|
+نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت3:7 بعد از ظهرتوسط شقايق |
About
زاده ي بيست و چهارمين روز از بهمن ِ سرد .سي و پنج روز پيش از بهار!عاشق حال و هواي پاييز ِ مهربان ، باران، آسمان و درخت . ناگزير از تابستان تفتيده ي اهواز... اين منم!
استفاده از مطالب این وبلاگ، به غیر از لینک مستقیم ، جز با هماهنگی از طریق ایمیل و اجازه ی نویسنده وبلاگ مجاز نیست.